محاسبه قیمت طلای دست دوم و شکسته بر اساس وزن، عیار واقعی و نرخ روز. اجرت و مالیات در خریدِ طلای کارکرده وارد محاسبه نمیشود.
قیمت لحظهای مظنه و نمودار طلای آبشده را در پله آهنی ببینید.
قیمت خرید = وزن خالص × نرخ روزِ هر گرم همان عیار × ضریب افت
مشتری یک دستبند ۱۰ گرمیِ ۱۸ عیار میآورد و نرخِ هر گرم طلای آبشدهٔ معادل ۱۷٬۰۰۰٬۰۰۰ تومان است:
هر چهار گام باید جلوی مشتری و با عدد گفته شود. عددی که مشتری با چشم خودش دیده، بحث ندارد.
در طلای شکسته طرح و اجرت اصلاً موضوع نیست؛ فقط وزن و عیار میماند. به همین دلیل عیارِ سنجیدهشده اهمیتِ بیشتری پیدا میکند و اختلافِ چند واحدِ عیار روی وزنِ بالا رقمِ کوچکی نیست.
فرض کنید ۲۵ گرم طلای شکستهٔ مخلوط آوردهاند و ریگیری عیارِ واقعی را ۷۰۲ اعلام میکند، در حالی که مبنای نرخِ آبشده عیار ۷۰۵ است: وزنِ خالص پس از جدا کردنِ سنگ و قفل ۲۳٫۵ گرم میشود، تبدیل به مبنای ۷۰۵ یعنی ۲۳٫۵ × (۷۰۲ ÷ ۷۰۵) = ۲۳٫۴ گرم، و ارزش برابر است با ۲۳٫۴ ضربدر نرخِ روزِ هر گرم آبشده، منهای هزینهٔ ریگیری و پرت طبقِ تعرفهٔ آزمایشگاه.
این موارد را پیش از توزینِ نهایی توضیح بدهید، نه بعد از اعلامِ قیمت. ترتیبِ گفتن، تفاوتِ بین «قانع شدن» و «احساسِ سرکیسهشدن» است.
هنگامِ خریدِ طلای نو چهار چیز پرداخت میشود: ارزشِ طلا، اجرتِ ساخت، سودِ فروشنده و مالیات. از این چهار، فقط ارزشِ خودِ طلا در فروشِ مجدد برمیگردد — بقیه دستمزد و درآمد و مالیات بودند و در خودِ طلا باقی نماندهاند. این موضوع ربطی به انصافِ فروشنده ندارد؛ ساختارِ قیمتِ طلا همین است.
عیارِ نوشتهشده روی مصنوع همیشه عیارِ واقعی نیست، مخصوصاً در طلای بدون کد و بدون شناسنامه. لحیمِ بندها معمولاً عیارِ پایینتری دارد و در قطعاتِ ظریف سهمِ لحیم کم نیست. جایی که مبلغ بزرگ است، آزمایشگاهِ ریگیری عیارِ واقعی را مشخص میکند و ریسک را از دوشِ هر دو طرف برمیدارد.
مصنوعی که فاکتورِ رسمی، کدِ سازنده و مهرِ عیار دارد، سریعتر و با افتِ کمتری خرید میشود، چون ریسکِ عیار پایینتر است. قطعهٔ بیسابقه ناچار محتاطانهتر قیمت میخورد.
وزنِ خالص (وزنِ ترازو منهای سنگ، نگین و قفل) را در نرخِ روزِ هر گرمِ همان عیار ضرب کنید و ضریبِ افت را کم کنید. اجرت، سود و مالیاتِ خریدِ اولیه در این محاسبه نمیآید، چون آنها دستمزد و درآمد بودند و در خودِ طلا باقی نماندهاند.
اصلِ فرمول یکی است. تفاوت این است که در طلای شکسته طرح و اجرت اصلاً موضوع نیست و فقط وزن و عیار میماند، پس عیارِ سنجیدهشده اهمیتِ بیشتری پیدا میکند.
عیارِ حکشده روی مصنوع همیشه عیارِ واقعی نیست، مخصوصاً در طلای بدون کد و شناسنامه؛ لحیمِ بندها معمولاً عیارِ پایینتری دارد. اگر عیار را نمیدانید ۷۵۰ (همان ۱۸ عیار) را وارد کنید و بدانید عددِ نهایی تقریبی است. جایی که مبلغ بزرگ است، آزمایشگاهِ ریگیری عیارِ واقعی را مشخص میکند.
افت بابتِ احتمالِ کمعیاری، لحیمِ بندها و پرتِ ریگیری کسر میشود. رقمِ ثابتی ندارد و به وضعیتِ قطعه و تعرفهٔ آزمایشگاه بستگی دارد؛ برای شروع ۲٪ عددِ متعارفی است.
چون از چهار چیزی که هنگامِ خریدِ طلای نو پرداخت شده — ارزشِ طلا، اجرتِ ساخت، سودِ فروشنده و مالیات — فقط ارزشِ خودِ طلا در فروشِ مجدد برمیگردد. این به انصافِ فروشنده ربطی ندارد؛ ساختارِ قیمتِ طلا همین است.
سنگ و نگین، قفل و اتصالاتِ فلزیِ غیرطلا، و رزین یا پرکنندهٔ داخلِ قطعاتِ توخالی. در دستبندهای توخالی این وزن گاهی قابلِتوجه است، پس بهتر است پیش از توزینِ نهایی توضیح داده شود نه بعد از اعلامِ قیمت.
آزمایشگاههای ریگیری به تفکیک شهر · ریگیری طلا چیست؟ · ماشین حساب طلای نو (با اجرت و مالیات)